در کنار رود گنگ و در ازدحام خیابان آشوک‌راج موسسه‌ای قرار گرفته که باعث شهرت بین‌المللی شهر پتنا شده است.  بله، صحبت از کتابخانه خدابخش پتنا است، جایی که گنجینه بی‌نظیری از نسخ خطی فارسی موجود است. در این کتابخانه همچنین حدود 250 هزار جلد کتاب چاپی به زبان‌های فارسی، عربی، اردو، انگلیسی، هندی و تعدادی هم به زبان‌های آلمانی، فرانسوی، پنجابی، ژاپنی و روسی وجود دارد. این کتابخانه امروز به عنوان یک مرکز علمی ـ فرهنگی، مایه فخر و مباهات پتنا است.

اما تاریخچه کتابخانه پتنا به پیش از یکصد سال قبل باز می‌گردد. محمد خدابخش، فرد علاقه‌مند به کتاب و کتابشناسی بود و با تلاش شخصی خود مجموعه 1400 جلدی از نسخه‌های خطی عمدتاً فارسی را در طی حیات خود گردآوری کرد و بدین ترتیب سنگ بنای کتابخانه کوچک خود را بنام کتابخانه محمدیه بنا نهاد. او در 1876.م فوت کرد و این مجموعه کوچک را برای پسرش خدابخش، بنیان‌گذار رسمی این کتابخانه، به ارث گذاشت و به وی سفارش کرد که این مجموعه را غنی‌تر کرده و در قامت یک کتابخانه عمومی درآورد. خدابخش بنابر درخواست پدرش عمل کرد و به تعداد نسخ خطی این مجموعه افزود و آن را به یک کتابخانه تبدیل کرد. در سال 1880.م تعداد کتاب‌های آن به 4000 نسخه خطی رسید. این مجموعه بزرگ کتابخانه شرقی(Oriental Library)  نام‌گذاری شد. بعدها خدابخش در سال 1891.م کتابخانه را از طریق هیأت امنای رسمی برای استفاده مردم پتنا وقف کرد. کتابخانه بصورت رسمی در 5 اکتبر 1891.م توسط سر چارلز الیوت حاکم بنگال افتتاح شد.

از آن پس، کتابخانه عمومی شرقی یا کتابخانه شرقی بانکی‌پور نامیده شد. خدابخش لقب خان‌بهادر دریافت کرد  و تا پایان عمرش به عنوان رئیس کتابخانه باقی ماند. بعد از مرگ خدابخش، جانشینانش برای چند دهه کتابخانه را اداره می‌کردند، اما نام خدابخش هیچگاه از کتابخانه جدا نشد و این موضوع با قانون پارلمان در 1969.م هم رسمیت یافت.

اکنون این کتابخانه در ذیل بخش دولتی فعالیت می‌کند و استاندار ایالت بیهار هیات امنای آن را منصوب می‌کند. هم‌اینک این کتابخانه مجموعه گرانبهایی شامل 21125 نسخه خطی به زبان‌های فارسی، عربی، اردو، ترکی، پشتو ، سانسکریت و هندی و بیش از 250 هزار کتاب چاپی به زبان‌های عربی، فارسی، اردو، انگلیسی، هندی، پنجابی، فرانسه، آلمانی، روسی و ژاپنی دارد.

کتابخانه فصلنامه‌ای دارد و تعدادی از نسخ خطی را نیز منتشر کرده‌اند. فصلنامه کتابخانه تاکنون 145 شماره منتشر شده و حدود 500 عنوان کتاب نیز به زبان‌های اردو، عربی، انگلیسی و هندی  و فارسی توسط کتابخانه به زیور طبع آراسته شده است. کتابخانه 37 جلد فهرست توصیفی نسخ خطی را به انگلیسی و چهار جلد نیز به زبان فارسی و عربی و یک جلد نیز به زبان اردو چاپ کرده است. فهرست فارسی ـ عربی که حدود یک قرن پیش چاپ شده بود، اکنون ویرایش و بروزرسانی شده است.

اما غرض از تحریر این سطور درباره کتابخانه خدابخش آن بود که چندی پیش فرصتی دست داد تا از این کتابخانه بازدید کنم. به دعوت رئیس کتابخانه به آنجا رفتم. دوستان هندی استقبال گرم و صمیمانه‌ای از بنده حقیر داشتند.

به دلیل ضیق وقت ابتدا بازدید کوتاهی از موزه و سالن امانت کتاب و سالن قرائت کردم و بعد به بخش نسخ خطی فارسی راهنمایی شدم. دوست ارجمندی که مسئول بخش فارسی نسخ خطی بود و نام ایشان را به یاد ندارم توضیحات خوبی برای معرفی برخی از نسخ خطی فارسی نادر کتابخانه ارائه دادند.

تاریخ شاه‌جهان از تولد تا مرگ، خاطرات جهانگیر پادشاه تیموری بنام جهانگیرنامه، دیوان میرزاکامران، مجالس‌العشاق سلطان حسین بایقرا، کلیات سعدی شیرازی، مرقع‌الملوک شامل تصاویر پادشاهان بابری، یوسف و زلیخای نورالدین عبدالرحمن جامی، کلیات دیگری از سعدی با تصاویری به سبک هندی، نسخه زیبا و نادری از شاهنامه که علی‌مردان خان والی کابل و قندهار این نسخه را به شاه‌جهان تیموری هدیه کرده بود، تاریخ خاندان تیموریان، دیوان حافظ، شاهنشاه‌نامه سلطان محمد (سلطان عثمانی) که در زمان شاه جهان به هند رسیده بود را از نزدیک دیده و تصاویری از برخی صفحات آن تهیه کردم. بنا به اظهار مسئول بخش نسخه‌های خطی حدود 15 هزار جلد از نسخ به فارسی اختصاص دارد و باز بنا به اظهار ایشان فقط یک سوم آن فهرست شده است. 37 نسخه از شاهنامه فردوسی در این کتابخانه موجود است.

جالب بود که در حاشیه نسخه خطی دیوان حافظ یادداشت‌های چند تن از پادشاهان بابری هندی موجود بود و نشان می‌داد که در حوادث و رویدادهای ایام در کنار استخاره از مصحف شریف، تفألی هم به دیوان حافظ داشتند  و هدایایی هم برای آرامگاه و بقعه خواجه شیراز ارسال می‌کردند.

در یادداشتی در حاشیه دیوان حافظ به قلم همایون دومین پادشاه بابری و فرزند بابر آمده است:

«از فال مصحف که ربک بر آمد از دیوان حافظ این شاه بیت آمد و چندین بار ابیات مناسب آمده که اگر شرح آنها شود کتابی شود. انشاالله تعالی چون فتح ولایات شرقی و مبارزان آن دیار به امر کردگار شود نذر خوبی به خواجه لسان‌الغیب فرستاده شود و جمع آن تفألات نیز رقم کرده شود. بمنه و توفیقه. شب دوشنبه هیجدهم ذی حجه سنه 962 در شهر دینپناه تحریر یافت»

و در جای دیگری نورالدین جهانگیر فرزند اکبر در تفألی که از خواجه لسان‌الغیب کرده در حاشیه دیوان، که اندکی نیز افتادگی دارد، چنین قلمی کرده:

« .... سر راه رفته بودم در شکار .... الماس تراشیده از سر افتاد .... این را خوب ندانسته تفال دیوان خواجه نمودم این غزل برآمد و روز دیگر .... حرره نورالدین جهانگیر بن اکبر پادشاه هادی فی ماه محرم سنه 1024» و قس علی هذا از تحریر پادشاه‌هان بابری بر حاشیه نسخه نفیس دیوان خواجه لسان‌الغیب.

اما دفترچه یادبود کتابخانه هم به اندازه خود نسخ خطی ارزش تاریخی و فرهنگی داشت. وقتی مروری به صفحات و یادداشت‌های تحریر شده در آن کردم، ابتدا دستخط مهاتما گاندی رهبر فقید هند که در 1929.م از این کتابخانه بازدید کرده بود نظرم را جلب کرد و سپس دستخط علی اصغر حکمت سفیر سال‌های دور ایران در هند که مقام وزارت نیز در ایران داشت. همه این شخصیت‌ها از نسخه‌های نفیس و نادر این کتابخانه تمجید کرده بودند و اقدام محمد خدابخش در بنای این کتابخانه که امروز فخر شهر پتناست را ستوده بودند.