مقاله مقایسه دین و دولت در ایران عصر صفوی با هند عصر بابری
این نوشتار قسمت آغازین مقاله است
چکیده:
این نوشتار بر آن است که در موضوع دین و دولت و رابطة آن دو با هم در دو کشور ایران و هند در قرن دهم و یازدهم هجری بازکاوی داشته باشد. هر دو حکومت صفویان و بابریان تقریباً همزمان تأسیس شدند. زمامداران هر دو حکومت مسلمان راسخ اعتقادی بودند، یکی در تشیع و دیگری در تسنن. اما چه عواملی باعث شد که صفویان سیاست سخت گیری و تعصب مذهبی را در ایران در پیش گیرند و استقرار مذهب رسمی شیعه را پیشۀ خود کنند، اما بابریان علی رغم مذهب تسنن این سیاست را در هند دنبال نکردند و تساهل و تسامح مذهبی را سرلوحة سیاست خود قرار دادند؟ احتمالا بخشی از پاسخ این پرسش را باید در سیاستهای مذهبی بابریان و بخشی دیگر را در اوضاع دینی مردم هند، بویژه آیین هندو جستجو کرد که سابقۀ مقاومت و پایداری در مقابل ادیان دیگر را داشته و قبلا نیز آیین بودا و جین را در این سرزمین مهجور کرده و اسلام را نیز که در همه جا جذابیت داشته، محدود کرده بود. برای شناخت ریشههای اجتماعی دین در هند بررسی اجمالی در آیین هندو و ساختار اجتماعی آن خواهیم داشت.
محدودة زمانی این نوشتار در ایران از پیدایش دولت صفویه تا پایان حکومت شاه عباس اول، و در هند از تأسیس سلسله بابریان تا پایان حکومت اکبر شاه است. اگرچه باید خاطر نشان کنیم که مقولة دین موضوعی است که زمینههای آن را نمیتوان در یک چهارچوب و ظرف زمانی محدود و مشخص جستجو کرد و لذا ناگزیر خواهیم بود اشارههایی به ریشههای کهن و دیرینۀ دین و باورهای مردم داشته باشیم.
سیاست مذهبی و پیوند میان دین و دولت در ایران عصر صفوی و هند عصر تیموریان تحول و نوسانات زیادی داشته است. اما آنچه که در این میان حائز اهمیت است و به وضوح به چشم میخورد آن است که رابطۀ بین سیاست و مذهب در دو دولت شباهتها و تفاوتهای آشکاری با هم دارد. در این نوشتار این شباهتها و تفاوتها بررسی خواهد شد.
کلید واژه ها: دین و دولت ـ ایران ـ هند ـ صفویان ـ بابریان
دو کشور ایران و هند در سدة دهم و یازدهم هجری آبستن حوادث مهمی بودند و تحولات و تغییرات بسیاری را در عرصة سیاسی، اجتماعی و مذهبی به خود دیدند. این تحولات سیاسی تقریباً به صورت همزمان در دو کشور آغاز شد. در ایران، شاه اسماعیل اول در 907 هجری بر بقایای حکومت آق قویونلو غلبه کرد و سلسله صفویه را بنیاد نهاد. این تغییر حکومت، تنها تحولی آرام در طبقة حاکم جامعه نبود و عرصههای اجتماعی و زندگی مردم ایران را نیز دچار دگرگونی کرد و آثاری بر جای نهاد که تا دوران معاصر نیز نتایج آن مشهود است. در واقع مهمترین اقدام این دولت، اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور بود.
آنچه که در نگاه اول به نظر میرسد آن است که اقدام شاه اسماعیل در اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی، بیشتر برخاسته از تمایلات سیاسی بود و اسماعیل اهداف سیاسی خود را در وجود مذهب تشیع دنبال میکرده است. البته باید اذعان داشت که مقوله دین و مذهب به باورها و اعتقادات مردم مربوط است و ریشههای اجتماعی نیز دارد که به آن اشاره خواهد شد.
اما از سوی دیگر و تقریبا همزمان با پیدایش حکومت صفویه در ایران، کشور هند نیز دچار تحولات سیاسی جدّی شد. بابر سرسلسله تیموریان هند که نتوانسته بود در ماوراءالنهر، سرزمین آباء و اجدادی خود حکومتی برای خود دست و پا کند و از ازبکان شکست خورده بود، شانس خود را در هند جستجو کرد و رو به آن سوی آورد. پس از چندین نبرد کوچک و زورآزمایی ابتدایی، سرانجام بابر در 932 هجری توانست بر ابراهیم لودی غلبه کند و در شمال هند حکومتی را تأسیس کند که در تاریخ این سرزمین از پردوامترین، طولانی ترین و مقتدرترین حکومتهای هند بود. شمال هند در این هنگام با خلاء قدرت مواجه بود و بابر بخوبی توانست از این فرصت استفاده کند. بر خلاف صفویه که روی کار آمدنشان در ایران دگرگونی عمیق سیاسی، اجتماعی و مذهبی را به دنبال داشت، تأسیس حکومت بابریان اگرچه یک جایگزینی حکومت خارجی بجای حکومت داخلی(حکومت هندی شده افاغنه) بود، اما این جایگزینی، تغییرات آرامی را در حکومت ایجاد کرد. بابر سنّی راسخ اعتقادی بود و تا پایان عمر خود نیز بر اعتقاد خود استوار ماند، اما او هیچگاه به عرصة مذهب وارد نشد و به دنبال تغییر در دین سرزمین مفتوحه خود بر نیامد. این در حالی بود که در آن دوره اغلب سلاطین و پادشاهان مسلمان تعصبات مذهبی سختی داشتند و حفظ و حراست دین را در سرزمین خود وظیفة الهی میدانستند.
این وبنوشت که در چهاردهم مرداد سال نود تولد یافت، حاصل دیدهها، شنیدهها و دانستههای ناچیز من درباره هند شگفتانگیز است.