این موضوع پژوهشی است که در دست تألیف دارم

در تاریخ قرون متأخر ایران دو رویداد عمده روی داد که تکان های شدیدی به جامعه ایرانی وارد کرد. اولین واقعه سقوط سلسله صفویه بدست افاغنه بود که یک گسست سیاسی ـ اجتماعی را در درون جامعه ایرانی ایجاد و در بعد بین‌المللی نیز ایران را به قدرت حاشیه‌ای تبدیل کرد. به قول داریوش شایگان از این دوره تا دوره قاجار ایران به لحاظ تولید فکر و اندیشه به یک تعطیلات تاریخی قدم گذاشت.

دومین رویداد مهم شکست ایران از روس و تحمیل دو معاهده  گلستان و ترکمان چای بود. در واقع پس از این شکست‌ها و مشاهده ضعف و فتور ایران عصر قاجار بود که نخبگان ایران به عقب ماندگی و انحطاط مفرط ایران پی بردند و در صدد علاج و درمان آن بر آمدند. اگرچه شواهدی در دست است که پیش از این جنگ‌ها نیز برخی از نخبگان جامعه ایرانی که به خارج از ایران بویژه هند مسافرت کرده بودند مظاهری از تمدن جدید غرب را در این کشورها دیدند و حاصل مشاهدات خود را در سفرنامه‌هایشان آوردند. اولین تحرکات و واکنش‌ها به عقب ماندگی ایران از سوی طبقه حاکمه و نخبگان سیاسی جامعه بود. با ورود افکار و اندیشه‌های جدید اروپایی به ایران که بر تجدد و نواندیشی بنیان نهاده شده بود، تفکر و نگرش نویی در جامعه ایرانی نیز پدید آمد. طرفداران تجدد و نوگرایی در مقابل طرفداران سنت قدمایی صف آراستند و هر یک نسخه ای برای درمان درد بی علاج انحطاط و عقب ماندگی ایران دادند.

تاکنون نظریه‌های گوناگونی درباره ورود نخستین بارقه‌هایی نواندیشی در ایران از سوی محققین تاریخ مطرح شد. نقش اولین محصلان ایرانی که برای تحصیل به اروپا اعزام شدند و تفاوت های جامعه ایران و اروپا را مشاهده و سپس دیدگاه‌های نویی را مطرح کردند، بررسی شده است. همچنین اندیشه‌ها و افکاری که از طریق عثمانی و قفقاز و بطور کلی غرب و شمال غرب وارد ایران شد، مورد مطالعه و بازشناسی قرار گرفته است. اما نقش هند در جریان نوگرایی و نواندیشی ایران تاکنون به صورت جامع و مانع بررسی نشده است.

 باید خاطر نشان کرد که دو کشور ایران و هند از گذشته‌های دور تا دوره مورد بحث پیوندهای عمیق سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی با یکدیگر داشتند. کمپانی هند شرقی انگلیس از نیمه دوم قرن هیجدهم بر هند تسلط پیدا کرد و جلوه‌هایی از تجدد و نوگرایی غرب را وارد سرزمین هند کرد. ایرانیان بواسطه رفت و آمد و پیوندهایی که با هند داشتند با این مظاهر تمدن جدید آشنا شدند و این اندیشه‌های جدید بدین‌گونه وارد ایران شد. هند (بویژه بمبئی و کلکته) به عنوان کشور واسطه در دریافت موج تجدد از غرب و ارسال به ایران یکی از نخستین منزلگاه‌ها بود. گروهی از نخبگان و تجار ایرانی در این سرزمین زندگی می‌کردند و یا به آنجا آمد و شد داشتند که از انحطاط ایران رنج می‌بردند. وجود این گروه‌ها به علاوه پارسیان و مهاجرانی که از جنوب ایران با هند مراوده داشتند امکاناتی فراهم می کرد که آثار جدیدی در این سرزمین منتشر و به ایران ارسال شود.

در واقع گزاف نخواهد بود اگر بگوییم اولین برخوردهای ایرانیان با تجدد از طریق سرزمین هند انجام شد و سیاحان و نخبگانی که به این سرزمین مسافرت کرده بودند تفاوت‌های دو جامعه را (ایران قاجار ـ هند بریتانیا) از نزدیک مشاهده کردند و در آثار خود به آن پرداختند. این افکار و اندیشه‌ها در کنار افکاری که از غرب وارد ایران شدند زمینه‌های پیدایی تحولات سیاسی ـ اجتماعی ـ فکری عمیقی را در جامعه سنتی ایران پدید آورد. در گفتمان سیاسی جامعه ایران ادبیات جدیدی پدید آمد که سنت قدمایی و باورها و افکار کهن را به چالش می‌کشید. این زمینه های فکری و اجتماعی سرانجام باعث شکل‌گیری مشروطیت در ایران شد.

گفتمان ریشه دار سنت قدمایی حاکم بر ایران تحت تأثیر ورود و نفوذ اندیشه‌های جدید از طریق هند و سایر طرق قرار گرفت و تزلزل و تکان های شدیدی بخود دید. از سوی دیگر گفتمان جدید نواندیشی که دلایل عقب ماندگی و انحطاط مزمن ایران را ضعف‌های جامعه سنتی ایران می‌دید، اندک اندک با جلب نخبگان و طبقه متوسط جامعه زمینه‌های پیدایی یکی از اساسی‌ترین و بنیادی ترین پرسش‌های جامعه ایران در دویست سال گذشته تا امروز را فراهم می‌کرد. پس از ظهور این اندیشه‌های جدید که از غرب نشأت گرفته بود، جامعه ایرانی تا به امروز در فراز و فرود سنت و تجدد نوسان دارد و حتی امروز نیز این پرسش یکی از بنیادی‌ترین سئوالات اندیشه‌گران و فعالان سیاسی ـ اجتماعی ایران است.

این زمینه ها بستر ایجاد حرکت ها و تحولات بزرگ سیاسی ـ اجتماعی را در تاریخ معاصر ایران ایجاد کرد. جنبش هایی مانند مشروطیت و تحول گفتمان سیاسی جامعه و چالش با سنت قدمایی تحت تأثیر این زمینه های تاریخی ایجاد شده بود.

مفاهیم نویی همچون آزادی، عدالت اجتماعی، قانون و نهادینه شدن حاکمیت، پارلمانتارسیم، مردم گرایی، ملیت و ناسیونالیسم، حاکمیت ملی، دولت و ملت مفاهیمی بودند که تحت تأثیر برخورد نخبگان ایرانی با اندیشه های جدید راه یافته از سایر جوامع به ادبیات سیاسی ـ اجتماعی ایران در دوره قاجار راه پیدا کرد. این مفاهیم باعث شد ابتدا تلنگری بر نخبگان و اندیشه گران جامعه وارد شود و سپس از طریق این نخبگان و آثار تولید شده توسط آنان به توده مردم نیز منتقل شد.